مرتضى راوندى

309

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

باشد و نام حك‌كننده و تاريخ آن ذكر شده باشد در دفتر كار خود داشته باشند . اين مهرها به نام خاتم يا انگشترى در حكم امضاى اشخاص بود . به‌همين مناسبت ، كليهء كنده‌كاران و حكاكان موظف بودند كه در دفتر خود اثر تمام مهرهايى را كه مىساختند نگهدارى كنند . اين مهرها معمولا از برنج يا از نقره بود . ولى اشراف و زيباپسندان از سنگ يشم ، عقيق ، و يا از طلا مهر خود را مىساختند ، و امرا و فرمانروايان مهر خود را از ياقوت و زمرد و يا الماس تهيه مىكردند . بازارها ، گاه در اواسط روز بر اثر تابش آفتاب و نفوذ آن از پنجره‌هايى كه از سقف تعبيه شده بود كاملا روشن بود ، ولى اكثر اوقات بازارها نيمه تاريك و از بركت نسيمى كه از اين پنجره‌ها مىآمد تا حدى خنك بود . به‌همين جهت ، در قسمتى از روز با صدها فانوس كه در مسير عابرين آويخته بودند روشنايى بازار تأمين مىشد . بازارهاى قرون وسطى چون كانالهاى طويلى بود كه در تمام مدت روز جمعيت در آن به فعاليت و تكاپو مشغول بود . دستاربندان بر خر يا استر مىنشستند . مردان و زنان ميانه حال با پاى پياده طى طريق مىكردند و زنان اشراف‌منش نيز روى خر سفيدى كه با برگستوانى فاخر ، آراسته شده بود ، در بازار حركت مىكردند و خواجه و خدمتكارى از پس آنان روان مىشدند . در همين بازارها صدها قاطر و شتر با كالاهاى گوناگون حركت مىكردند و صداى زنگولهء حيوانها در سراسر بازار شنيده مىشد . چهارراهها كه معمولا محل تلاقى دو يا چند بازار بود ، عبارت از ميدان مربع يا گردى بود كه به گنبدى ازجى پوشيده شده بود و ارتفاع آن‌گاه به پنجاه متر مىرسيد . غير از بازارهاى اصلى و مخصوصى كه در مركز شهرها قرار داشت ، در هريك از محلات نيز بازار كوچكى بود كه براى رفع نيازمنديهاى محل ايجاد شده بود . نانواها ، قصابها ، بقالها ، ادويه‌فروشها و عطارها ، سلمانيها ، كفشدوزها ، خياطها ، شيرينبفروشها ، فرشفروشها و بطور كلى يكى دو نماينده از هريك از رسته‌ها و حرفه‌ها در اين بازارهاى درجهء دوم ديده مىشدند . در همين محلات چند ميخانه و حمام و كاروانسرا براى پذيرايى از تازه‌واردان ديده مىشد . در ورودى مدرسه‌ها و مسجدها در همين بازارها بود ، و در اطراف و جوانب بازارها كوچه‌هاى تنگى بدون نظم و حساب ساخته شده بود كه شبها در ورودى آنها بسته مىشد . » « 1 » مراكز خريد و فروش روزانه : « بسيارى از معاملات ، همه روزه در محلهاى معينى صورت مىگرفت ، و كشاورزان اطراف محصولات محلى خود را براى فروش يا مبادله به آنجا مىآوردند . در هر شهر بازار مخصوصى براى فروختن هيزم و زغال چوب وجود داشت ، و نيز مكاريها براى تأمين عليق چهارپايان و خريد علف خشك كاه و علوفهء سبز ، به اين بازارها روى مىآوردند . علاوه بر اين ، بازارهاى ديگرى بود كه دانه‌هاى خوراكى چهارپايان نظير جو فروخته مىشد . اشخاص مىتوانستند الاغ ، قاطر ، شتر ، گوسفند قربانى و يا پرندهء خوراكى مورد علاقهء خود را از دكه‌هاى مخصوصى خريدارى كنند . بازار سبزيفروشها نيز منظرهء جالبى داشت . توده‌هاى عظيم مورد ، ريحان ، ترخون ، غار گيلاس و غيره و سبدهاى مملو از كبر ترشى ، زيتون ، ليموترش و پسته را انبوه مشتريان با سروصداى بسيار احاطه كرده بودند . در همين بازار ، كشاورزانى كه

--> ( 1 ) . همان . ص 297 - 288 ( با اندكى اختصار ) .